السيد محمد صادق الطهراني
56
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى)
گرفته و از آنان دستگيرى مىنمايد ؛ و اين تمايز و تفاوت بين كاملين بوضوح مشهود است . حضرت علّامهء والد أفاض الله علينا من بركات تربته از زمرهء اوليائى بودند كه علاوه بر طىّ مقامات معنوى و درجات قرب إلهى و معارج كمال و وصول به أعلى ذروه از مقام توحيد به نحو أتمّ و أكمل و أوفى و تمكّن در آن ، در علوم ظاهرى و رسمى نيز مدارج عاليه را تحصيل كرده و حظّ و بهرهاى وافر از اين علوم برده و در رشتههاى مختلف آن أعمّ از آلى و أصالى مجتهد و صاحب رأى و نظر بودند و بهعبارتديگر ايشان در حوزهء علوم اسلامى ذوفنون بودند . استفادهء علمى از مرحوم علّامهء والد رحمة الله عليه شروع آشنائى و اطّلاع حقير نسبت به مقام و منزلت علمى والد معظّم روحىفداه به سالهاى اوّل ورود بنده به حوزهء علميّه باز ميگردد . سال 1387 هجريّهء قمريّه كه به تحصيل علوم دينى پرداختم ، آن زمان بود كه باب استفادهء علمى برايم گشوده شد و اين بنده نيز يكى از خوشهچينان خرمن پر فيض آن عالم ربّانى شدم و از زلال آن چشمهء جوشان علم و معرفت و حكمت ، جان خود را سيراب مىنمودم ، اگر چه ايشان قبل از آن نيز به دروس مدرسهاى ما رسيدگى كرده و حتّى برايمان يك دوره گلستان سعدى شيرازى را براى تقويت انشاءنويسى تدريس كرده بودند . استفادهء رسمى حقير از ايشان مربوط به بعضى از دروس مقدّمات و سطح و خارج مىشود . در مقدّمات أمثله و شرح آن از كتاب جامعالمقدّمات را نزد ايشان خواندم . و نيز بخشى از كتاب صمديّه را در سفرى كه براى آستانبوسى عتبات عاليات و حائر حسينى مشرّف شده بوديم و حدود يك ماه